مصرف گاز در ایران بیشتر از مصرف گاز اروپاست

گفتگو:علیرضا زارعی
مدیریت مصرف انرژی و مشکلات پیش روی صنعت نفت در گفتگو با دکتر عمادی
مدیر پژوهش و فناوری شركت ملی نفت ایران
حرکت در مسیر رهایی کشور از اقتصاد تک محصولی و اتکای صرف آن نفت، بدون شک اعتقاد راسخ و عملی به تحقیقات، پژوهش و ساماندهی سرمایه های فکری را طلب می کند. با توجه به موفقیتهای اخیر محققان و پژوهشگران کشور و دستیابی به رتبه های ممتاز در بخشهای مختلف فناوری نفت گاز و پتروشیمی از یک سو و سابقۀ صدسالۀ صنعت نفت در کشورمان از سوی دیگر، دستیابی به اهداف ترسیم شده در افق سند چشم انداز بیست ساله را در بخش صنعت نفت، دست یافتنی نمایان ساخته است. دکتر محمدعلی عمادی، مدیر پژوهش و فناوری شرکت ملی نفت ایران، قریب دو دهه است که علاوه بر حضور و ریاست در پژوهشکدۀ اکتشاف و تولید صنعت نفت، آشنایی کاملی با زوایای مختلف، توانمندیهاو نیازهای بخشهای مختلف صنعت نفت کشور دارد. گفتگوی اختصاصی «تازه های انرژی» با دکتر عمادی، با تشریح چالشهای پیش روی بخش مصرف انرژی در کشور و بیان راهکارهای پژوهشی شرکت نفت شروع شد و ضمن اشاره به موانع ساختاری و لزوم فرهنگ سازی در این زمینه، ایجاد کنسرسیوم تحقیقاتی با شرکتهای بین المللی، وضعیت برداشت از مخازن کشور و تاکید بر پروژه های پژوهشی کاربردی، با تاکید بر عزم عمومی برای مدیریت مصرف انرژی خاتمه یافت که مشروح آن از نظر گرامی شما خوانندگان گرامی می گذرد.
*****
کارکرد پژوهش و تحقیقات در صنعت نفت و گاز ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
از اینکه این روزها بحثهاي تازه اي در حوزۀ انرژي مطرح می شود بسیار خوشحالم و باتوجه به اين اصل كه از نظر دارا بودن منابع نفت و گاز، كشور ما رتبۀ دوم را دارد و حتي اگر اين دو منبع را مشترکاً در نظر بگيريم، ممكن است در مجموع در رتبۀ اول قرار بگیریم، نقش پژوهش و راهكارهايي كه بدين وسيله ارائه مي شود مي تواند در دو پروسۀ توليد و مصرف راهگشاي صنعت نفت باشد.
همانطور كه مي دانيد مخصوصاً در بخش مصرف با چالشهايي روبه رو هستيم. درخواست بالاي انرژي در داخل امري است كه موجب شده است مديريت توليد نتواند نيازهاي حوزۀ مصرف را در داخل برآورده كند. حوزۀ مصرف خارجي به علت اينكه مكانيزم يارانه اي و سوبسيدي ندارد شكل بسيار منطقي تري برخلاف سيستم مصرف داخلي دارد. بنابراين هر چقدر هم تقاضاي مصرف خارجي بالا و همراه با چالشهاي خاص باشد، مشكلات مصرف داخلي به اين شكل غيرمنطقي نخواهد بود. امروزه مصرف گاز داخلي ايران بيشتر از مصرف گاز كل اروپاست. مديريت مصرف داخلي آنچنان اهميتي دارد كه جايگاه پيش بيني شده در سند چشم انداز بيست ساله براي شركت نفت جز با عنايت به مديريت مصرف و تحولات تكنولوژيكي دست يافتني نخواهد بود. ضمن اينكه اگر بخواهيم عقلاني به اين مقصد نگاه كنيم يكي از وظايفمان ديده باني ساير رقباست. ما با مقايسه اي كه بين شركتهاي ملي نفت در سطح جهان انجام داده ايم دريافتيم كه رسيدن به چنين جايگاه هايي مستلزم انواع سرمايه گذاري است.
در حال حاضر بخشهای مختلف پژوهشی در وزارت نفت چگونه عمل می کنند؟
اقدامي كه وزارت نفت طي سالهای گذشته انجام داده، اين بود كه در تك تك شركتهاي زيرمجموعه و مرتبط با حوزۀ نفت، واحدهاي پژوهشي راه اندازي كرده است و عملاً بخشي از بودجه هاي جاري را براي توسعۀ بحث پژوهش در مجموعۀ نفت، گاز و پتروشيمي اختصاص داده است. اين واحدها متصدي بحث پژوهش در حوزه هاي مختلف هستند و سیاستگذاري و جهت دهي تحقيقات را در حوزۀ ملي برعهده دارند كه شامل بخش بالادست، ميان دست و پايين دست مي شود. اينها شامل حوزه هاي عملياتي تحقيق مثل دانشگاه ها، مراكز تحقيقاتي وابسته به آموزش عالي و شركتهاي مشاور خصوصي مي شود. همچنین پژوهشگاه صنعت نفت كه يكي از بزرگترين مراكز تحقيقاتي كشورمان است، به عنوان يك مرکز اجرا كنندۀ تحقيقات کار مي كند. منتها نكتۀ حائز اهميت اين بود كه پژوهشگاه و مؤسسات مشابه آن در جهت اجراي پژوهشهاي كاربردي و مورد نياز صنعت جهت دهی و ساماندهی بشوند.
خوشبختانه با توجه به هدف بخش پژوهش و توسعۀ وزارت نفت كه عملي كردن پژوهشها در جهت بهينه سازي تمامي مسائل مرتبط با نفت و گاز بوده است، در 6-7 سال اخير پژوهشگاه توانسته است 80 درصد ظرفيتش را به پژوهشهاي كاربردي اختصاص دهد. اعم از پايلوت، طرحهاي نرم افزاري و ديگر طرحهايي كه رافع نياز صنعت نفت هستند. همانطور كه مي دانيد R&Dها طبق تعريفي كه دارند چند وظيفه اصلي در فعاليتشان مي گنجد:
1- كاهش ريسك در سرمايه گذاري به منظور اجراي موفق پروژه ها؛
2- كاهش هزينه ها و بالا بردن كيفيت پروژه هايي كه از مجموعه اي مثل پالايشگاه بيرون مي آيند؛
3- كاهش زمان در فرايند ايده تا محصول كه نتيجه اش پيشي گرفتن از ساير رقباست.
ما هم عملاً در همين حوزه ها متمركز شديم و به چند پارامتر توجه كرديم. از جمله در بحث نيروي انساني، چه در حوزه هاي دانشگاهي و تحقيقاتي و چه در حوزه هاي داخلي صنعت نفت، همچنین در بحث نرم افزاري با این هدف پیش رفتیم که نيروي انساني و محققان ما بتوانند با كمترين ريسك، بهترين نتيجه را به دست بياورند.
ما همين الآن در مجموعه خودمان دو كنسرسيوم بزرگ با 5 شركت بزرگ بين المللي داريم. در مجموع در اين 8 سالي كه با دانشگاه ها كار مي كنيم پتانسيلي در مجموعه دانشجوها و استادان كشف كرديم كه بيشترين اثربخشي را در مجموعۀ تحقيقات ما داشتند. ما این افراد را بر اساس عملكردشان شناسايي كرديم. اين افراد با قالبهايي كه ما برايشان تعيين كرده ايم به موشكافي چالشها و مسائلي مي پردازند كه پيش روي صنعت قرار دارد. اينها پروژه هايي هستند كه در دانشگاه ها عملي مي شوند و به اجرا در مي آيند.
يعني يك كميتۀ نخبگان تشكيل شده و يك همكاري پايدار بين شما و آنان وجود دارد؟
بله و به مجموعۀ آن كميتۀ راهبردي مي گوييم. در حال حاضر چندين كميتۀ راهبردي داريم که وظيفۀ نظارت و جهت دهي در دانشگاه ها را برعـهده دارند و ما عملاً يك درصد از بودجۀ جاري و عملياتي را به آنان پرداخت مي كنيم. دايرۀ اول اين طرح دانشگاه هاي درجۀ يك ما هستند مثل شريف و اميركبير و بهشتي و تهران. دايرۀ دوم دانشگاه هاي ديگري هستند كه از نظر علمی اول نيستند و دايرۀ سوم دانشگاه هايي هستند كه از نظر جغرافيايي در حوزه پالايشگاه ها قرار دارند، مثل دانشگاه ايلام كه وسط طرح توسعه ميادين نفتي است يا دانشگاه بوشهر كه با منطقۀ عسلويه همجوار است. يا مثلاً دانشگاه شيراز كه به كل مسائل پژوهشي حوزه نفت و گاز رسيدگي مي كند.
همزمان با فعالیت 9 واحد مستقل R&D در كل شركت، ضمن مشارکت با شرکتهای بین المللی که در ایران مشغول اجرای پروژه هستند، از جمله توسعۀ میادین نفتی، تكنولوژي آنها را در سيستم امروز خودمان نیز مورد استفاده قرار می دهیم. برهمین اساس، يك كريدوري تأسيس کردیم به نام كريدور همكاري و همفكري تا تكنولوژي شركتهاي بين المللي را انتقال دهيم. از چالشهايي كه در شركت ملي نفت با آنها مواجه هستيم بحث ازدياد برداشت است. همانطور كه مي دانيد ما با توجه به میزان ذخاير نفت درجا در ميادين نفتي در كشور بايد بتوانيم میزان مناسبی برداشت كنيم كه اين نسبت در حال حاضر نسبت منطقي اي نيست و بايد بتوانيم آن را به سطح بالاتري برسانيم.
وضعیت فعلی برداشت چگونه است؟
در حال حاضر به طور متوسط چيزي حدود 24 درصد است كه اين ضريب بالايي در مقايسه با ساير كشورهايي داراي چنين منابعي هستند نيست.
از ضريب برداشت كشورهاي ديگر هم اطلاع داريد؟
در بعضي كشورها تا حدود 48 درصد افزايش یافته است و كشورهاي منطقه كه داراي چنين ذخايري هستند حتي تا سطوح بالاتري نيز اين ضريب برداشت را افزايش داده اند. البته پايين بودن ضريب برداشت در كشور ما معلول عوامل مختلفي است. يك علتش اين است كه ما از مراحل سه گانۀ توليد اوليه، ثانويه و ثالثيه عقب هستيم. البته به اين بعد قضيه مي توان مثبت هم نگاه كرد. يعني بايد خود را مجهز كنيم براي بهره برداري از منابع وسيعي كه در آينده با آن مواجه هستيم.
اين 24 درصدي كه به آن اشاره کردید، متوسط ضریب برداشت در کشور است؟
بله. اين 24 درصد متوسط توليد ماست. ما مياديني داريم كه ضريب برداشت از آنها 35 درصد است؛ مثل ميدان اهواز و بعضي ميادين را داريم كه ضريب برداشت 7 درصد دارند که متوسط آن، حدود 24 درصد است كه البته اين تركيب يك پراكندگي دارد. ولي ميادين جديد از جمله ميدان آزادگان، در حالی که گسترۀ نفت درجايشان زياد است ولي نوع سنگ و نوع مشخصات مخزن آنها به شكلي است كه ضريب بازيافت را تا حدود 5 تا 7 درصد و ماكزيمم 10 درصد پايين مي آورد.
در این باره دو موضوع وجود دارد، يكي خود تفاوت ماهوي ميادين با يكديگر است؛ مثل ميدان اهواز كه ويژگي و موهبت خدادادي ميدان به شكلي است كه توليد ميدان بسيار قوي است. در بعضي ميادين هم به علت سختی سنگ میدان، برعكس اين قضيه جاري است. بنابراين بحث عمدۀ من هم روي همين متمركز است كه دوران كشف و استخراج نفت ساده تمام شده يا در حال اتمام است. بنابراين هرچه ما جلوتر مي رويم نفتهايي را بايد از منابع زيرزميني برداشت كنيم كه شرايط سخت تري پيدا كرده است و ما در آينده در بحث استـخـراج با چالـشهـاي جدي تري مواجه خواهیم بود. در این میان، تنها اهرمي كه مي تواند راهگشاي ما باشد، استمداد از فناوريها و تكنولوژيهاي نو است. خوشبختانه با توجهاتي كه در كل كشور به بحث فناوري و پژوهش شده، وضعيت رو به بهبود است. منتها دستگاه هاي اجرايي بايد راهكارهايي براي بهبود هرچه بيشتر و سريعتر وضعيت موجود ارائه كنند. در همين زمینه خوشبختانه در سال جاري رقم بسيار بالايي براي تأمين منابع مالي براي توسعۀ امر تحقيق و پژوهش مشخص كرده اند كه یک درصد بودجۀ عملياتي است و يك درصد بودجۀ عملياتي در كل وزارت نفت چيزي حدود دويست ميليارد تومان خواهد شد. در كنار تأمين مالي، نيروها و مخصوصاً جوانان دانشمند و نخبه اي داريم كه با استفاده از تكنولوژي و فناوري روز، جايگاه ما را در آيندۀ نزديك در منطقه و در كل جهان ارتقا خواهند بخشيد.
كشور ما به عنوان یکی از 5 كشوري كه در منطقۀ خاورميانه بیشترین بشكه هاي نفت دنيا را تأمين مي كنند بايد با استفاده از فناوري در بهره برداري بهينه از اين ثروت ملي رتبۀ اول را در دنيا به دست آورد و بتواند پاسخگوي نسلهاي بعدي در مورد اين ذخاير با ارزش و ملي باشد. بنابراين مهمترين فعالیتی كه در دنياي بين الملل، به خصوص كشورهايي كه داراي ذخاير نفت و گاز هستند مثل نروژ، شاهد انجام گرفتن آن هستيم، پيشرفت روزافزون در سايۀ گسترش پژوهش و فناوری است.
امروزه سرمايه هاي شركتهاي بزرگ نفتي را نه با ميزان نيروي انساني شان قياس مي كنند و نه فقط با ميزان ذخايرشان، بلكه مهمترين ملاك قيمت گذاري و ارزيابي اين شركتها، تكنولوژيهایی است كه در آن شركت وجود دارد و ما نیز چاره اي نداريم جز اين كه همين مسير را طي كنيم. خوشبختانه سازوكارهايي هم كه فراهم شده بسيار اميدوار كننده است.
روند انجام گرفتن کارهای پژوهشی شما چگونه است؟
ما كارفرماي پژوهشگاه هستيم.
يعني خودتان اصلاً كار پژوهشي نمي كنيد؟
نه، همزمان که كارفرما هستیم، در بعضي موارد هم خودمان كار پژوهشي انجام مي دهيم. بخشي از پژوهش را به پژوهشگاه مي دهيم و بخشي را به شركتهاي داخلي و خارجي. در واقع آنها به عنوان بازوهاي ما عمل مي كنند. در حال حاضر چون بودجۀ پژوهشگاه را ما تأمين مي كنيم، بنابراين ما به آنها مي گوييم چه كاری انجام دهند. يعني ضوابط اجراي پروژه ها، سرفصلها و اصول كلي انجام گرفتن آنها برعهدۀ ماست. پروژه هاي ما تا حدی مشخص است، اگر بعضي از كارها را پژوهشگاه بتواند انجام دهد آنها را به پژوهشگاه محول مي كنيم. بعضي كارها هم هستند كه پژوهشگاه مستقيم وارد آنها مي شود و آنها كارهايي اند كه نياز به يك كاتاليزور ندارد. ولي عملاً پژوهشگاه بودجۀ برنامه هاي تحقيقاتي و چارچوب برنامه هايش را از ما مي گيرد.
در صحبتهای قبلی، به دو کنسرسیوم پژوهشی با شرکتهای خارجی اشاره کردید. آیا وضعيت سياسي و تحریمهای اخیر، در همكاري شما با كشورهاي خارجي تأثير مي گذارد يا خير؟
اين وضعيت اتفاقاً براي شركتهای ما مزيت دارد، چون در واقع اين شركتها ساليانه ميليونها دلار پول در اين كنسرسيوم مـی آورند. يعـني ما سـهم خـودمان را مي دهيم و آنها سهم خودشان را می دهند.
در حقیقت يك باشگاه تحقيقاتي ايجاد كرديم متشكل از كشورهايي كه در مسائل ايران متمركز ند. منفعتي كه عايد آنها مي شود این است كه چون بخشهايي از منابع و تكنولوژي مرتبط با آن براي آنها مبهم است، با سرمايه اي كه وارد كشور مي كنند فرصت شناخت منابع و مسائل ما را بهتر و بيشتر پيدا مي كنند و چون نتايج این تحقيقات به روز است، نتایج آن را در جاهاي ديگر دنيا مورد استفاده قرار مي دهند. يعني پول مي گذارند و در عوض از نتايج تحقيقات بهره مند می شود. بدین ترتیب ما نیز سود مي بريم. ضمن کاهش هزينه ها، از تجربيات آنها نیز بهره مند مي شويم.
آقاي دكـتر، شـما در صـحبتهايتان بيشتر بر پروژه هاي كاربردي تأكيد مي كنيد، آيا پروژه هاي بنيادي هم از همين اهميت برخوردار هستند يا خير؟
ببينيد، ما در حوزۀ پروژه هاي پژوهشي يك تقسيم بندي داريم که معمولاً در همه جاي دنيا وجود دارد، منتها با اندكي تفاوت. تحقيقات محض که 15 تا 20 درصد ظرفيت پژوهشگاه را به خود اختصاص داده است. تحقيقــات محض كاربردي كه بلافاصله كاربردي مي شود. تحقیقات كاربردي توسعه اي، كه ابتدا در آزمايشگاه انجام مي گیرد و بعد به مرحلۀ توسعه اي مي رود.
در اوايل صحبتتان اشاره خوبي كرديد به مديريت مصرف و مدیریت توليد، لطفاً در این مورد ضمن بیان توضیحات بیشتر، بفرمایید تاکنون چه پژوهشهايي در زمينۀ مديريت مصرف انجام گرفته است. با توجه به اينكه از یک طرف توليد داخلي كاهش پيدا كرده است و از طرف دیگر مصرف داخلی هم هر سـاله افزایش می یابد، من فكر مي كنم بدون مديريت صحيح مصرف به زودي مشكلات جدي دامنگير كشور خواهد شد و اگر این روند ادامه یابد در چند سال آینده نفتی برای صادرات نخواهیم داشت.
به نكتۀ خوبي اشاره كرديد. ما جزو كشورهاي معدودي هستيم كه توجه به مديريت مصرفمان بسيار كم بوده است يا به شكل شايسته و بايسته اي نبوده است. علت هم به نظر من اين است كه خود را از بزرگترين دارندگان منابع نفتي تلقي كرده ايم كه به اين زوديها منابعمان تمام نمي شود.
همين دیدگاه باعث شده كه متأسفانه امروزه به شكلي بي مبالات و اسراف آميز در حال مصرف انرژي هستيم. درست است كه ما به وفور نفت داريم، ولي بايد فكر نسلهاي آينده هم باشيم. هم به لحاظ شرعي و هم به لحاظ اقتصادي نيازمند يك بازنگري كلي در شيوۀ مصرف انرژي در كشور هستيم.
مديريـت مصـرف يـك اجماع و فرهنگ عمومي مي طلبد. هم در بحث نحوۀ مصرف هم در بحث خودرو، وجود حمل و نقل عمومي و قيمت حاملهاي انرژي كه متأسفانه هيچكدام از آنها در اختيار مجموعۀ وزارت نفت نیست. بنابرايـن وزارت نفت هم خيلي مقصر نبوده است. اگر وضعيت به همين منوال ادامه پيدا كند مقام دومي ما در بحث دارابودن منابع عظيم نفت و گاز از بین خواهد رفت. اگر دومين دارندۀ منابع هرآنچه را تولید می کند به مصارف داخلي اختصاص دهد، نمي تواند به عنوان كشوري موفق در حوزۀ گاز يا ديگر حاملهاي انرژي خودنمایی کند.
۱۳۸۷ سه شنبه ۳۰ مهر