صادرات گاز ارزش سیاسی دارد

گفتگو با مدیرعامل شرکت ملی گاز


نیلوفر محبعلی

 

 

ایران به عنوان کشوری برخوردار از منابع انرژی فسیلی از جایگاه ویژه ای در جهان و به خصوص منطقۀ خاورمیانه برخوردار است. وجود منطقۀ گازی پارس جنوبی در ایران که خود بزرگترین میدان گازی جهان به شمار می رود، اگرچه با کشور قطر مشترک است، اما نگاه های بسیاری از مصرف کنندگان انرژی را متوجه ایران کرده است. شاید اگر ایران از چنین منابع سرشار انرژی برخوردار نبود، طرحی با نام « تحول اقتصادی» شرایط بروز و ظهور پیدا نمی کرد که اصلی ترین دلیل تصویب و اجرای آن، هدفمندکردن یارانه هایی باشد برای مصرف فرآورده های همان منابع سرشار انرژی.
شرایط اقتصاد ملی ایران در حالی قریب یک قرن وابستگی به منابع درآمدی حاصل از حراج منابع انرژی فسیلی را در پیشینۀ خود دارد که به رغم آگاهی از تبعات منفی اقتصاد نفتی، عملاً حتی گامی هر قدر ناچیز برای قطع این وابستگی برداشته نشده است. در این میان جلب خریداران منابع انرژی ایران مقوله ای است که به رغم رویکرد ظاهراً اقتصادی، ساختار «امنیت ملی» کشور را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.
فروش نفت سابقه ای طولانی در ایران دارد، اما آنچه شاید امروز بیش از نفت در ساختار امنیت ملی اثرگذار است، چگونگی فروش منابع گازی ایران است که هرچند کارشناسان اعتقادی به این موضوع ندارند و آن را به دلیل تراز منفی گاز، به ویژه در فصلهای سرد سال، فاقد توجـیه اقتصادی ارزیابی می کنند، اما به برنامه ای جدی و درازمدت در دستور کار مدیران بخش انرژی کشور بدل شده است.
در اولین شمارۀ ماهنامۀ «تازه های انرژی» در گفتگویی با محمد کسایی زاده، معاون وزیر نفت و مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران، به بررسی نقش گاز در «امنیت ملی» با رویکردهای مختلف پرداخته ایم:

 

نقش گاز و کارکرد آن را در امنیت ملی چگونه ارزیابی می کنید؟ در مقایسه با گاز پروم روسیه، چگونه می توان نقش گاز را در امنیت ملی ایران مورد توجه قرار داد؟

خوشبختانه در سالهای اخیر رشد صنعت گاز در کشور در زمینۀ تولید، فرآوری و حتی در زمینۀ انتقال در داخل کشور بسیار چشمگیر بوده است. به گونه ای که امروز گاز به محور توسعه بدل شده و 61 درصد سبد انرژی فسیلی را به خود اختصاص داده است. در حال حاضر فعالیت گاز در بخش خانگی، صنایع، نیروگاهی، صنایع پتروشیمی و CNG چشمگیر است، تا جایی که خوشبختانه در حدود 76 درصد جمعیت کشور از گاز طبیعی برخوردارند. بیش از 19 هزار صنعت کوچک و بزرگ از گاز طبیعی به عنوان سوخت و خوراک استفاده می کنند. اکنون گرایشی که صنایع پتروشیمی به استفاده از گاز به عنوان سوخت و خوراک پیدا کرده، موجب افزایش سودآوری این صنعت نسبت به زمانی که از فرآورده های پالایشگاه های نفت استفاده می کردند شده است. در بخش نیروگاهی حدود 30 درصد از گاز کشور مورد استفاده قرار می گیرد و گاز در این بخش به سوخت غالب بدل شده است. در بخش CNG نیز به تدریج گاز جایگزین بنزین خواهد شد. در حال حاضر روزانه 4 تا 5 میلیون متر مکعب گاز در بخش CNG در حال مصرف است.

توسعۀ گاز در 3 سال اخیر در دولت آقای احمدی نژاد بسیار چشمگیر بوده و قابل مقایسه با هیچ سه سالی در تاریخ گاز ایران نیست، به گونه ای که در این سه سال شرکت ملی گاز ایران علاوه بر احداث پالایشگاه های جدید، حدود 8 هزار کیلومتر خطوط ملی را احداث کرده و اکنون مجموع خطوط انتقال کشور به حدود 29 هزار کیلومتر رسیده و حدود 140 شهر، 3 هزار روستا و 10 هزار صنعت از گاز برخوردار شده است. ضمن آنکه زیرساختهای لازم برای توسعۀ بیشتر و صادرات و واردات گاز فراهم شده است.

اگرچه جمیع این جهات به عنوان مزیت نسبی در صنعت گاز به شمار می رود، اما نقیصه ای که اکنون در کشور وجود دارد، فقدان موازنۀ میان تولید و مصرف، به خصوص در فصل سرد سال است. البته علت این امر را نباید در چیزی جز مشکل فرهنگی مصرف در کشور جستجو کرد. بنابراین باید تلاش شود تا به فرهنگ بهینه مصرف در کشور برسیم.

اگر روند موجود مصرف در کشور دنبال شود به عقیدۀ من در زمانی اندک صادرات گاز ممکن نخواهد بود، زیرا تمام تولید گاز کشور صرف مصرف داخلی می شود، به ویژه آنکه اکنون دو برابر نیاز در کشور گاز مصرف می شود. به همین دلیل شدت انرژی در ایران بسیار بالاست و با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست. ایران به لحاظ شدت انرژی چندین برابر کشورهای اروپایی انرژی مصرف می کند. باید تلاش کنیم شدت انرژی را در کشور کاهش دهیم تا بتوانیم آن را مدیریت کنیم. تردیدی نیست که تضمین امنیت انرژی در ایران بستگی کامل به مدیریت تقاضا دارد، و اطمینان کافی از این موضوع، صادرات گاز را نیز دربر خواهد داشت.

دولت طرح تحول اقتصادی را در ابعاد مختلفی مطرح کرده است. رویکرد صنعت گاز در رابطه با این طرح چگونه است؟

از نظر ما، طرح تحول اقتصادی یک جهش مثبت اقتصادی ارزیابی می شود. طبیعتاً گاز نیز به عنوان یکی از حاملهای انرژی، نقش اساسی در این طرح خواهد داشت. اما هنوز قیمت گاز در این طرح نهایی نشده است و نمی دانیم با قیمت گاز چه برخوردی خواهیم داشت. آیا می خواهیم قیمت گاز را واقعی کنیم یا آن را به صورت نیمه یارانه ای عرضه کنیم. نمی دانیم قیمت آن را پلکانی حفظ کنیم یا قیمت را با یک شیب مناسب برای خانوارهای کم درآمد و با شیب تندتری برای خانوارهای پردرآمد و پرمصرف درنظر بگیریم. اینها مواردی است که باید در این طرح لحاظ شود.

در شرایط فعلی حدود 40 میلیارد دلار یارانۀ گاز پرداخت می شود. یعنی اگر برپایۀ گاز صادراتی، یارانۀ گاز را حساب کنیم به عدد 40 میلیارد دلار می رسیم. دولت در این زمینه می تواند با کمک بیشتر به دهکهای پایین جامعه، قیمت عادلانه ای را برای گاز درنظر بگیرد و در دهکهای بالا قیمت گاز را منطقی کند تا از مابه التـفاوت آن به پرداخت یارانه بپـردازد. درعین حال، این سـیاسـت مـی توانـد مـصرف گاز را تعـدیل کند. مـا فکر می کنیم چنانچه قیمت گاز منطقی شود تأثیر بسیاری در مصرف آن خواهد داشت. در حالی که اعتقادمان این نیست که تنها قیمت، عاملی تعیین کننده است، اما آن را برای کاهش مصرف بسیار موثر می دانیم. در کشورهای همسایه ما به دلیل قیمت بالای گاز، مصرف کاملاً کنترل شده است، تا جایی که گفته می شود در ترکیه به خاطر گاز گران، از ساعت 12 شب به بعد وسایل گرمازا خاموش است و مردم عادت به خوابیدن با لباس گرم دارند.

متأسفانه در ایران به دلیل ارزان بودن انرژی ترغیبی برای کاهش مصرف انرژی وجود ندارد و فرهنگ صرفه جویی در مصرف نیز نهادینه نشده است که این امر موجب شده نه تنها در 10 سال گذشته کاهش مصرف انرژی در کشور نداشته باشیم، بلکه میزان مصرف به شدت افزایش یافته است، به ویژه در سال 85 در مقایسه با سال 84 که شدت مصرف انرژی افزایش چشمگیری را نشان می دهد.

موضوع قراردادها در مورد گاز بسیار حایز اهمیت است. لطفاً در مورد وضعیت قرارداد صادرات گاز به ترکیه توضیح دهید.

 

شرایط صادرات گاز به ترکیه در وضعیت مطلوبی است. یعنی زیرساختها را به گونه ای تغییر داده ایم که در سال جاری قاعدتاً نباید مشکلی در مورد افت فشار برای صادرات به ترکیه داشته باشیم. بهره برداری از خط لوله ساوه – همدان بیجار – میاندوآب که به زودی افتتاح می شود، ضمن تقویت گازرسانی به استانهای کردستان و آذربایجان شرقی و غربی، صادرات گاز به ترکیه را نیز درپی خواهد داشت و ما می توانیم به تعهدات خود در مورد ترکیه نیز عمل کنیم.

همزمان، برنامه دراز مدتی نیز در دستور کار داریم و آن احداث خط جدیدی با عنوان خط نهم است که از عسلویه آغاز و تا مرز بازرگان ادامه خواهد داشت. خطی با قطر 56 اینچ و هزار و 800 کیلومتر طول که می تواند حدود 35 میلیارد مترمکعب گاز را در سال انتقال دهد. هزینۀ سرمایه گذاری این خط بالاست، اما آن را آغاز کرده ایم که پیمانکار داخلی مسئولیت احداث آن را برعهده دارد و یک مناقصۀ BOO با حضور دو شرکت داخلی و خارجی برگزار شد و در حال مذاکره هستیم که در صورت توافق، این خط در اختیار آن شرکت قرار خواهد گرفت تا آن را احداث و از آن بهره برداری کند و ما فقط هزینۀ خدمات انتقال را پرداخت خواهیم کرد.

پیچیده ترین و طولانی ترین قرارداد گازی ایران، خط لوله صلح است که حتی گفته می شود قربانیان زیادی هم در تشکیلات وزارت نفت داشته است. سرنوشت خط لوله صلح چه خواهد بود؟

این سؤال دو بخش دارد و بخشی از آن مربوط به داخل کشور است که از مسئولیتهای شرکت ملی گاز است، اما بخشی که مربوط به خارج کشور می شود در حوزۀ مسئولیت شرکت ملی نفت اسـت. صادرات گاز زیر نظر شرکت ملی نفت اداره می شود و مستقیماً وزارتخانه روی آن نظر دارد.

در بخش داخلی پروژه ای را آغاز کرده ا یم که از عسلویه تا ایرانشهر با حضور پیمانکار داخلی در حال انجام است. ما با دو هدف این پروژه را آغاز کردیم. انتقال 50 میلیون متر مکعب گاز برای مصرف داخلی و 60 میلیون متر مکعب گاز برای صادرات. برای تأمین هـدف صـادرات در ابـعاد طرح، تغییری حاصل نمی شود و تنها تعداد ایستگاه های تقـویت فـشار آن افزایش می یابد. در حال حاضر دو ایستگاه تقویت فشار در این خط برای تأمین گاز داخل دیده شده و در صورت آغاز صادرات تعداد ایستگاه ها افزایش خواهد یافت.

امیدواریم سال آینده ایـن خـط برای تأمین گاز داخل به بهره برداری برسد. پروژۀ بسیار خوبی است که در همین دولت در سال 85 آغاز شد و فـکر می کنیم در ابتدای سال 88 به بهره برداری برسد که در این صورت، آخرین استان کشور یعنی سیستان و بلوچستان نیز از نعمت گاز برخوردار خواهد شد.

با توجه به اینکه آقای منزویان، مدیر پروژۀ حفاری فازهای 9 و 10 پارس جنوبی اعلام کرده اند که تا زمستان امسال تنها 35 درصد از فاز 9 و 10 به بهره برداری خواهد رسید، همچنین به دلیل مشکلات ناشی از تحریم و کمبود تجهیزات بهره برداری کامل میسر نیست، آیا باز هم خط لوله عسلویه - ایرانشهر سال آینده مورد بهره برداری قرار می گیرد؟

بحثی که آقای منزویان عنوان کرده اند، نظر کارشناسی ایشان دربارۀ فازهای 9 و 10 بود. آنـچه وزارتخانه دنبال می کند، بر این مبناست که فاز 9 و 10 امسال راه اندازی خواهد شد. این مقوله شامل دو بخش می شود یکی راه اندازی پالایشگاه 9 و10 و دیگری تولید گاز از طریق دریا.

در عسلویه امکاناتی فراهم است که نیازی نیست این دو پالایشگاه حتماً از گازِ تخصیص داده شده به آن از طریق دریا استفاده کند و می تواند از گاز فازهای 6 ، 7 یا 8 هم بهره ببرد. بنابراین تمهیداتی به کار گرفته شده است که به هر طریق ممکن فاز 9 و10 راه اندازی شود و شرکت ملی گاز هم روی این موضوع حساب باز کرده است و به همین دلیل، آن را در آمار تولیدمان برای زمستان منظور کرده ایم. ضمن آنکه 25 میلیون متر مکعب گاز هم شرکت ملی نفت مرکزی از سایر حوزه های گازی در کشور تأمین می کند و در مجموع ما امیدواریم که عدد 75 میلیون متر مکعب افزایش تولید را تا پایان سال محقق کنیم. با این میزان افزایـش تولید، برای بهره برداری از خط هفتم در آینده نگرانی نخواهیم داشت.

در رابطه با واگذاری شرکتهای زیر مجموعه شرکت ملی گاز با توجه به اصل 44 چه برنامه ریزیهایی صورت گرفته است؟

در مورد واگذاری شرکتها دو دیدگاه وجود دارد؛ یکی اینکه 44 شرکت فرعی گاز را یک به یک واگذار کنیم و دیگر اینکه به جای واگذاری آن به شرکتهای فرعی، خود شرکت ملی گاز را که شرکت مادر تخصصی است و شرکتهای فرعی نیز زیر نظر آن اداره می شود واگذار کنیم. تاکنون 5 تا از شرکتها مصوبه دولت برای واگذاری دارد و اقدامات لازم صورت گرفته و منتظر نوبت سازمان خصوصی سازی برای ارائه به بورس هستیم. اما شرکت ملی گاز علاقه مند به واگذاری به شیوۀ دوم است و ترجیح می دهیم که کل شرکت را واگذار کنیم. در این شیوه شرکت ملی گاز که یک شرکت بزرگ سـودآور اسـت واگذار می شود و خرید سهام آن نیز با استقبال بیشتری مواجه خواهد شد و با زمانی که ما شرکتهای کوچک خود را واگذار کنیم، تفاوت بسیاری دارد. زیرا برخی از آنها نه تنها سودآور نیستند که زیان ده هم محسوب می شوند.

دیگر اینکه زنجیرۀ ارزش گاز در این شیوه حفظ خواهد شد و انگیزه ای را ایجاد می کند که حتی شرکتهای خارجی هم برای خرید سهام شرکت مادر ابراز تمایل کنند که در این صورت و با ورود شرکتهای خارجی، زمینۀ رشد و تعالی بیشتر در بخش گاز فراهم خواهد شد.

نکتۀ بارز دیگر اینکه با توجه به تراز گاز که در فصل زمستان عموماً منفی است، برای هماهنگی این شرکتهای خصوصی به منظور خدمت رسانی به مردم دچار مشکل خواهیم شد، مگر آنکه از یکپارچگی برخوردار باشد و شرکت مادر را واگذار کنیم.

در رابطه با قطعی گاز در زمستان سال گذشته که خسارتهایی برای صنایع در پی داشت، چه برنامه ریزیهایی برای جبران آن صورت گرفته است؟ اخیراً آقای نوذری از جبران خسارت بخش خانگی به صورت پرداخت 400 تومان به ازای هر روز قطعی گاز در کمیسیون انرژی صحبت کردند. مبنای این محاسبه چیست؟

سال گذشته سالی استثنایی را پشت سر گذاشتیم که در آن، دو سوم کشور را سرمای شدید و طولانی فرا گرفت. ضمن آنکه پدیدۀ قطع گاز ترکمنستان را نیز داشتیم که بسیار مهم بود. شاید اگر این اتفاق نمی افتاد حداقل در استانهای شمالی مشکلی نداشتیم و مشکل در سطح استانهای غرب و شمال غرب باقی می ماند. از سال 74 تراز گاز در زمستان منفی بوده است، زیرا مصرف در بخش خانگی در زمستان و تابستان به نسبت یک به 6 یا یک به 7 افزایش می یابد. این کمبود هر سال از محل نیروگاه ها و صنایع جبران می شد و آنها را ملزم به استفاده از سوخت دوم، یعنی نفت گاز و نفت کوره می کردیم.

بعضی از صنایع این آمادگی را نداشتند و خود آنها مقصرند. بعضی از صنایع مانند پتروشیمی با قطع گاز، خوراکشان قطع شد که از قبل به آنها نیز هشدار داده بودیم. به هر حال شرکت گاز هیچ برنامه ای برای جبران زیان این شرکتها ندارد و شرکتها باید خود را برای این شرایط تجهیز می کردند. یکی دوتا از صنایع بزرگ مانند فولاد بود که با هماهنگی مسئولان ارشد نظام برای یک هفته با قطعی گاز مواجه شدند و شرایط بحرانی و اضطراری برای همه بود. اما در مورد زیان مصرف کنندگان خانگی، بر مبنای مصرف نفت سفید و قیمت آن و متناسب با شرایط اقلیمی حداکثر به عدد 400 تومان رسیده ایم که در قبضهای گاز منظور می شود.

با توجه به اینکه توسعۀ صنعت گاز و صادرات آن در ایران بسیار مورد تأکید است، شما آن را فرصت ارزیابی می کنید یا تهدید؟

توسعۀ گاز برای ما فرصتی مغتنم است، اما باید به صورت معقول صورت بگیرد. در بخش توسعۀ گازرسانی شرایط موجود کفایت می کند. در بخش صادرات باید پذیرفت در حالی که صادرات برای ما ارزش اقتصادی و سیاسی دارد، متاسفانه در شرایط موجود نمی توان صادرات داشت و باید شرایطی ایجاد کنیم که امکان آن وجود داشته باشد.

در حالی که برخی انتقاد می کنند ما در شرایطی که گاز نداریم چرا اقدام به صادرات می کنیم، در پاسخ به آنان باید گفت که با طرحهای توسعۀ پالایشی در سالهای آینده شرایط بهتر خواهد شد و در وضعیت موجود نخواهیم ماند. اما روند مصرف به گونه ای است که هر قدر پروژه جدید وارد مدار می شود، باز هم کم داریم و باید به هر ترتیب مصرف را کاهش دهیم.

بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که توسعۀ گازرسانی در سطح موجود به مناطق روستایی توجیه اقتصادی ندارد.

 

من این موضوع را قبول ندارم، به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است، زیرا قیمت یک متر مکعب گاز که معادل یک لیتر فرآورده است، بر اساس مقیاس بین المللی یک سوم است. پس اقتصادی است، اما وقتی با برق و توسعۀ شبکه برق مقایسه صورت گیرد بحث دیگری است. در هر حال، در بین حاملهای انرژی، گاز ارزانترین است.


۱۳۸۷ شنبه ۳۰ شهريور